|
اين شعرو از اينجا برداشتم: پنج وارونه چه معنا دارد؟ ---------------------------------------------------------------------------- پ.ن: پرسيدم: فكر مي كني چقدر دوستت دارم... گفت: دوست داشتن و بايد احساس كرد. پ.ن: اين نوشته هات نفسو بند مياره :|
اگر در زندگی به ناگاه یکی از سیمهای سازت پاره شد ... آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت ...
تازيانه ي كلمات ديوونه ام مي كنه
لحظه ها خاطره اند ... زندگي شوق تمناي همين خاطرهاست ...
دریش نیچه: "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم"
بین همه ی پستایی که نوشته برکه معرکه ست.
خفته بودیم و شعاع آفتاب برسراپامان بنرمی می خزید روی کاشی های ایوان دست نور سایه هامان را شتابان می کشید موج رنگین افق پایان نداشت آسمان از عطر روز آکنده بود گرد ما گوئی حریر ابرها پرده ای نیلوفری افکنده بود دوستت دارم خموش و خسته جان بازهم لغزید بر لبهای من لیک گوئی در سکوت نیمروز گم شد از بیحاصلی آوای من ناله کردم! آفتاب... ای آفتاب بر گل خشکیده ای دیگر متاب تشنه لب بودیم و او ما را فریفت در کویر زندگانی چون سراب در خطوط چهره اش ناگه خزید سایه های حسرت پنهان او چنگ زد خورشید برگیسوی من آسمان لغزید در چشمان او آه... کاش آن لحظه پایانی نداشت در غم هم محور و رشوا می شدیم کاش با خورشید می آمیختیم کاش همرنگ افقها می شدیم فروغ فرخزاد |
About![]()
هیچ کس از جنس ما نبود این چنین Archivesشهریور 1388اسفند 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
شاهين
کارشناسی |