|
دوستم: بهار زندگيت در طولاني ترين شب سال و در زمستان طبيعت مبارك باد.
دازم پست هايي رو كه از وبلاگ اين و اون كپي مي كردم رو هاردم زير و رو مي كنم ... به اين پست رسيدم كه از وبلاگ خر بي طويله برداشته بودم... البته خيلي وقته كه ديگه نمي نويسه :-؟؟ ولی حتماْ باید عقب افتاده باشین که بعد از اون چیزا به همسرتون بگین ... تو مال خودت رو بگو تا من مال خودم رو بگم. عقب افتاده تر هستین که اگه در جواب این سئوال مال خودتون رو بگید. عقب افتاده تر تر هستین اگه اون مال خودش رو گفت شما هم مال خودتون رو بگید. عقب افتاده تر تر تر هستین اگه ازتون سئوال کردن خیانتی نکرده باشین که اعتراف کنین. از اون بدتر هستین اگه که اون مال خودش رو گفت شما حتی نتونین یه چیزی تخیلی ببافین و بگین. عقب افتاده ترین هستین اگه بعد از اینکه تو-بگو و من-بگو و جنگ و دعواهای بعدش تموم شد ... قول بدید که دیگه تکرار نمی کنید!
خواستم لينك صوتيش رو براتون بذارم ولي كار نمي كنه. ------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: با اينكه من نظراتو ازاد نمي كنم و همش برام خصوصيه ... ولي وقتي يه كامنت برام ميذاريد و مي بينم از ارسال خصوصي استفاده كرديد ... خيلي خوشحال مي شم. پ.ن: راستي دكتر هم دات كامي شد. مبارك باشه دكتر جان :)
از شركت فرصت نمي شه آپ كنم... با Dial-up از خونهconnect شدنم مساوي مي شه با 3 يا 4 ساعت اشغالي خط تلفن... وقتي ميام نت رفتنم ديگه با خداست :) اينا رو گفتم تا برسم به اينجا كه اگه فصد خريد ADSL داريد از اين شركت داتك نخريد... من خريدم به غلط كردن افتادم... سرعت كه افتضاح... سايت هاي فيلتر شدشم كه هوار هوار... استفاده از نرم افزار فيلتر شكن = قطع ارتباط !!! ... پشتيباني بعد از 15 دقيقه انتظار جواب ميده... اگه مي خواي فايلي دانلود كني ديگه نه مسنجرت باز مي شه نه مي توني صفحه ي جديدي باز كني... حسابداريشم كه به نفع خودشونه... اگه ده روزم قطع باشي پولشو مي گيرن ربطي هم نداره كه قطع بود يا نبود چون مي گن سيستم ما اينجوريه كه ماه به ماه بايد هزينه رو واريز كنيد... جالب ترش اينه كه خودشونو دور از هر گونه عيب و نقصي مي دونن و هر گونه اختلالي رو ربطش مي دن به مخابرات منطقه !!! من پيشنهاد ميدم از پارس آن لاين بخريد كه عالي جواب ميده ... البته تعريف شاتل رو هم زياد شنيدم.
هر وقت كه ميرم شمال تمام خاطراتمو مرور مي كنم... كوچيكتر كه بوديم تابستونا دو هفته يه بار بساطو جمع مي كرديم چند روزي شمال اطراق مي كرديم... از صبح تا شب يا نصفه شب يا تو جنگل بوديم يا دريا... نه غمي بود نه مشكلي كه درگيرمون كنه... تنها دردمون تموم شدن تابستون و شروع مدرسه ها بود... عيدها يه حدي خوش مي گذشت كه يه ساعت وقت گذاشتن واسه پيك شادي همراه مي شد با غرو لند به آبا و اجداد آموزش و پرورش... اون وقتها همه ي آروزمون برزگ شدن بود ولي حالا دلمون لك زده واسه اون زمونا... يادش كه ميوفتم دلم پر ميكشه... چه نصفه شبايي كه بزرگترا خواب بودن... نصف شبي يواشكي ماشين ها رو از پاركينگ هول ميداديم تا مسافتي دور از خونه و جيم ميزديم كنار دريا مي خونديم و مي زديم و مي رقصيديم و مي خورديم... ولي الان انقدر درگير شديم كه همون يه روزي كه مرخصي گرفتنم از صبح تا آخر ساعت كاري به تلفن هايي كه از طرف شركت بود جواب دادم و تا همون ساعت كوفتمون شد مسافرت رفتن...پنج شنبه هوا باروني نبود ولي از شبش تا جمعه كه برگرديم فقط باريد و باريد و باريد... زيباترين منظره هم تو اين فصل بوم رنگارنگ درختاست كه ناخوداگاه سكوتو و آرامشو تقديمت مي كنه... امسال مسافرت خانوادگي نرفته بوديم... هر كسي هر روزي كه تونست مرخصي گرفت و دو نفري يا تك نفري رفت و برگشت... زمانش كم بود ولي براي همه لازم بود... خوش گذشت مي دونستم شمال پاييزشم مسافر زياد داره ولي فكر نمي كردم تو اين هواي باروني و مه آلود به اين حد برسه كه راه 3 ساعته 6 ساعت طول بكشه تا برسيم تهران... به سارا ( يعني شماها مي تونيد نخونيد) : دل تنگي هارو كه كنار بذارم مي مونه خبرايي كه مي دونم مي خواي بخوني :) احتمالا مامان بهت گفته كه الهام با يوسف خدابيامرز شد :-دي هفته پيش عروسي مهنوش بود كه چند ماه ديگه ميره آلمان كه هميشه اونجا زندگي كنه رضا قصد رفتن داره احتمالا مالزي كه ادامه بده درسشو (رفتن تو انگيزه داد به بقيه) ... تبسم هم كه در جريان رفتنش بودي. مديريت بازرگاني پيام نور قبول شدم... مي خوام رشته خودمم بخونم كه ادامه بدم. اين از خبراي كلي... جزئيات بمونه كه عيد برات تعريف كنم :* ----------------------------------------------------------------------------------------------------- پ.ن: خاله دلم برات خيلي تنگ شده حتما بايد يه روز ميام ببينمتون... تماس نگرفتنمو دليل بر بي معرفتي ندونيد... هميشه به يادتونم... درگيرايم زياد شده پ.ن: من ترجيح ميدم شنونده باشم تا گوينده... پ.ن: ببين صورتي فكر نكن كه نسبت به تو اينجوري شدم... چند وقتي از همه ي دوستام فاصله گرفتم... مي خواي باور كن مي خواي نكن ارتباطي كه الان در حد همون چند دقيقه با تو دارم با صميمي ترين دوستامم ندارم... زنگ مي زنيد شكايت مي كنيد كه خانوم سايت سنگين شده... ولي اي كاش براي يه بارم كه شده شماها بفهميد دلم تنهايي و خلوت مي خواد... بفهميد كه كوچكترين شكايتي من و از شماها دورتر مي كنه... حالا ديگه خود دانيد.
|
About![]()
هیچ کس از جنس ما نبود این چنین Archivesشهریور 1388اسفند 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
شاهين
کارشناسی |